تبليغاتX
R a i n

 

یک متر حرف

همه­ی این قوم را متحد کرده­ست

وقتی که من سروده می­شدم این سرزمین علفزار بود

وقتی درخت شد به جانش افتادند

از تشکیل شاخه­های من پیداست که زیر سایه حکومت می­کنند

و گر­نه این شهر، هیچ قرائت نداشت

اگر چه دستم را فشار دادم خوانده نشد

من هر چه درد می­کنم از فارسی­ست

کسی چه می­داند

دیشب چه بر من و قرآن گذشت؟

تگرگ

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 11:58 توسط تگرگ |


 
كاش می‌شد دوست‌ت نداشته باشم،
اون‌وقت روزها برام كوتاه‌تر می‌شدن،
اون‌وقت می‌تونستم از اتاق‌م بيام بيرون و اين‌قدر بهت فكر نكنم،
شايد از مغازه‌ای خريد می‌كردم، يه چيپس مثلن و جلوی تلويزون لم می‌دادم و با دهان پر به خواب می‌رفتم.

كاش می‌شد دوست‌ت نداشته باشم،
اون‌موقع به تلفن‌ها جواب می‌دادم،
توی اتاق با يه آهنگ شاد، تنهايی می‌رقصيدم
و تو جشن‌ها قاطی دوست‌هام می‌لوليدم.

كاش می‌شد دوست‌ت نداشته باشم
اون‌موقع ديگه اين آهنگ مزخرف رو دوباره و دوباره گوش نمی‌دادم!

كاش می‌شد دوست‌ت نداشته باشم،
اون‌وقت حتمن می‌تونستم تو رو دوباره ببينم،
اونوقت حتمن سيگار رو می‌گذاشتم كنار.
تگرگ

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 11:2 توسط تگرگ |


دلم میخواد برم یه جایی  بالای یه کوهه بلند..

خلوت...

هیچ کیه هیچ کی نباشه..

ساکت...

اروم....

صدای اب بیاد..

زیر پام تا چشمم کار میکنه سبز باشه...

بعد بلنده بلند داد بزنم  بگم :

دوست دارم...

داد بزنم بگم تنهام...

خستم...

دلم فقط ترو میخواد..

حوصلم سر رفته..

چقد بده ادم تنها باشه...

چقد بده حسرت دیدار به دل ادم باشه...

دوست دارم..

دلم   برات تنگ شده...

خیلیه خیلیه خیلی....

تگرگ

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 17:49 توسط تگرگ |


شبامو ازم گرفتی گرفتی خوب من
یه دفه گذاشتی رفتی تو رفتی خوب من
شبامو ازم گرفتی گرفتی خوب من
یه دفه گذاشتی رفتی تو رفتی خوب من
اگه یک روزم به عمرم بمونه گریتو در میارم
تو تو منو نشناختی منو نشناختی خوب من
گریتو در میارم تو منو نشناختی جیگر
ازخودت واسم یه غول مهربون ساختی جیگر
من که بازی نداشتم دلمو ساده گذاشتم
تو که این بازی رو ساختی میبینی باختی جیگر
میبینی باختی جیگر
میدونم که اشتباهه بوی عطر تو رو خواستن
باتو از معجزه گفتن
حتی از عشق شنفتن
دیگه فرصتی نداری رو سرم دروغ بباری
دیگه فرصتت نمیدم واسه من ادا در اری
گریتو در میارم چونکه دلم کاغذی بود
تو که عاشقم نبودی عشقت از بیکسی بود
توی دنیای قشنگم آروم آروم اومدی
وقتی رفتی همه دنیام دلواپسی بود
دلواپسی بود
شبامو ازم گرفتی گرفتی خوب من
یه دفه گذاشتی رفتی تو رفتی خوب من
اگه یک روزم به عمرم بمونه گریتو در میارم
تو تو منو نشناختی منو نشناختی خوب من
گریتو در میارم تو منو نشناختی جیگر
ازخودت واسم یه غول مهربون ساختی جیگر
من که بازی نداشتم دلمو ساده گذاشتم
تو که این بازی رو ساختی میبینی باختی جیگر
میبینی باختی جیگر
میبینی باختی جیگر

 

تگرگ

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 20:59 توسط تگرگ |


خونه من سیاه خونه تو سفید کی کیشه کی ماته من نمیدونم . اگه یه روزی خونه جفتمون یه رنگ شد قول میدم با فیل تا خود هندوستان ببرمت.یه وقتی هم هوس کردی وزیرم بشی باید تا آخره راه همه خونه ها رو بیای.

 

با اینا اگه حال نمیکنی برو دنبال جفت شش آوردن باش که اونم حکایتی داره.

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 17:54 توسط تگرگ |