دلم از خیلی روزابا کسی نیست... تو دلم فریاد و فریاد رسی نیست.. شدم اون هرزه گیاهی که گلاش پر پره دستای خار و خسی نیست .. آسمون ابری شده دیگه خار و خسی نیست... بارون از ابرا سبک تر می پره هر کسی سر به توی خودش داره مثل لاک پشت تو خودم قایم شدم دیگه هیچ کس دلمو نمیبره..... ماهی از پا شوره بیرون افتاده ... شاپرک ها پراشون زخمی شده نکنه تو گله بره هامون ... گذر گرگ بیابون افتاده دلم از خیلی روزا با کسی نیست ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 14:2 توسط تگرگ |