اونوقت روزها برام كوتاهتر میشدن،
اونوقت میتونستم از اتاقم بيام بيرون و اينقدر بهت فكر نكنم،
شايد از مغازهای خريد میكردم، يه چيپس مثلن و جلوی تلويزون لم میدادم و با دهان پر به خواب میرفتم.
كاش میشد دوستت نداشته باشم،
اونموقع به تلفنها جواب میدادم،
توی اتاق با يه آهنگ شاد، تنهايی میرقصيدم
و تو جشنها قاطی دوستهام میلوليدم.
كاش میشد دوستت نداشته باشم
اونموقع ديگه اين آهنگ مزخرف رو دوباره و دوباره گوش نمیدادم!
كاش میشد دوستت نداشته باشم،
اونوقت حتمن میتونستم تو رو دوباره ببينم،
اونوقت حتمن سيگار رو میگذاشتم كنار.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 11:2 توسط تگرگ |